خرید بک لینک
خدا رو شکر که امتحان سوم هم تموم شد ولی خب نتیجه هیچ رضایت بخش نبود. یعنی انقدرررررر سوالات گنگ و نامفهوم بود و استادم حضور نداشت سر جلسه که نمیتونم بگم برگه رو عالی دادم یا افتضاح فعلا هیچ تحلیلی ازش ندارم. خیلی غصه خوردم که اینهمه زحمت در طول یک ترم کشیدم اما امتحان دوم و سوم خرابش کرد . امیدوارم چهارمی رو هم مثل اولی عاااالی بدم پی نوشت : آهنگ های مرحوم جهان رو بی اندازه دوست دارم . توصیه میکنم شما هم گوش کنید. میس میم : یک عدد صورتی پوش چینگیل ... کاش بودی میدی. خدا بیامرزتت

برچسب: نویسنده: یگانه مرادی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 14:03

باید در مورد خودم و خودت و اون یه تصمیمی بگیرم . به اون که نمیشه چیزی گفت اما به تو میشه!

بهت میگم یه مدت نیستم ! تعطیل


سخت بود گفتنش اما قاطی حرفای روزمره دادمش به خورد جفتمون . تلخ بود . برای من بیشتر برای تو احتمالا کمتر! خیلی کمتر. ولی خب اماده ات کردم که تصمیممم چی میتونه باشه. فهمیدی اصن؟ چرا نگفتی نرم ؟


امروز داشتم فکر میکردم مدتهاست به کسی نتونستم اعتماد کنم. حتی اگرهم اعتماد کنم ذره ای شبیه به اعتمادی نیست که من به تو داشتم ، میدونستی؟

برچسب: نویسنده: یگانه مرادی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 14:03

این روزا بعد نماز دعاهام اینجوری شده که خدا تو از مشکلات من بزرگتری پس خودت اینو ثابت کن و نذار من نگران چیزی باشم . خدایا بازم نشون بده هنوز پشتمی . تو یه شرایط مبهمی گیر کردم که باید تصمیم گیری کنم . که هر تصمیمی بگیرم با زحمت ها و دردسرهای زیادی روبراهه و هر دوتاشم استرس زاست برام. منم سعی میکنم همچنان میم پر رنگ باشم و یکم دور وایستم و با یه نگاه از دور تصمیم بهتری برای حلشون بگیرم و صدالبته که بار اضطرابیشم گذاشتم رو دوش خود خدا که حلش کنه . مگه من چندتا خدا دارم که حالا بخواد تنهام بذاره؟ به نسبت یک ماه پیش روزهای آروم تری رو دارم میگذرونم و کمی سبک تر

برچسب: نویسنده: یگانه مرادی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 14:03

رمز همون قبلیه !

برچسب: نویسنده: یگانه مرادی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 14:03

صفحه بندی